Monday, November 02, 2009

فاصله ها

اگرچه فاصله ها دور تر ز دریا ها ست

نسیم عطر تنت،

در مشام من جاریست.


اگر چه فاصله ها دور تر ز دوری هاست

حرارت نفست،

در کلام من جاریست



بمان ،بمان،

که تو خود،آبروی عشق منی

و با خیال تو،

نجابت نگهت

، در نگاه من جاریست.


دیماه هشتادوشش

Labels:

Thursday, October 22, 2009

کوچ اجباری

مدتی هست که من میبینم
کوچ اجباری این فوج پرستو ها را
نه که در فصل خزان
نه که در فصل بهار
دائما در کوچند

ترس ازکرکس ها
سایه شوم سیاه
همه جا گسترده

پنجه های خونین
میفشارد گلوی نازک پیش آهنگ فصل بهار

خبری از گل نیست
دشت ها خشگیده
عطر خوش بوی علف
رقص برگ گلها
نغمه ساز پرستو ها را می خواهد

آهوان طعمه کفتارانند
دشت خشگیده زانبوهی زاغ
شیر ها درقفس وزوزه کفتاران نیز
نغمه شاد قناری ها را دزدیده

سال ها میگذرد
باغبان،
حسرت دیداربهار
د ر دلش پیچیده.

آذر ماه هشتادوشش

Labels:

Monday, October 12, 2009

با کدامین حنجره

به دکتر احمد ابومحبوب



با کدامین حنجره بانکی و فریادی

وقتی گلوگاه

آماج خنجروتیر است؟


فریادی چگونه

وقتی که سنبله های ابرسیاه

چشمانی راترنمی کند؟

وحنجره،ناتوان ازصداست؟


چگونه بایدسرود

اسارت خورشید را

پس پشت دیوارهای آهنین مقدس؟

که نور اسیرچنگال های شیطانی ست

وآینه به سرقت رفته است.


خرداد1386

Labels:

Saturday, October 03, 2009

تیشه فرهاد میباید گرفت

آری آری
تیشه فرهاد میباید گرفت

تا فرو ریزیم تاج و تخت این ضحاک را.


آری آری
چرم کاوه
تیر آرش را بدست باید گرفت

تا رها سازیم
از دستان این ایران ستیزان
خانه اجدادی واین خاک را.


آری آری ،
غیرتی و همتی
باید بپا خیزیم
تا،
مام را از بند این دیوان رها سازیم

وآبادان کنیم این خاک را.

تورنتو
مهر ماه هشتادوهشت

Labels:

Friday, September 25, 2009

گل و نورو سحر

هر کجا رفتم

شمعی بردم

گل سرخی

یا چراغی با نورسحر

تا بگویم

که چه بودن، زیباست

هر که آمد به برم

شمعم کشت

و گل سرخم را

از ریشه ربود.

باز فریاد بر آرم

که از این پنجره باز

ببینید

گل و نور وسحر

پر از زیباییست.


تورنتو
2009-09-

Labels:

Saturday, September 12, 2009

*هیبت ات داس بلند کشتن آزادگی ست




نمیدونم چطور شد که جام جم آن لاین روی صفحه کامپیوترپیداش شد. دیدم حضرت آهن گرظالم که زمانی برمسند قوه مقننه کشور تحت اشغالشان تکیه زده بودند درپیشگاه رهبر معظم شان نشته
وایشان هم نگاهی چون نگاه ابله در سفیهی را به ایشان دارند.



ودر متن خبرنوشته ،شعری منتشر نشده از دکتر حداد عادل تقدیم به مقام رهبری



اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه

آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه

اي دل دريايي‌ات کشتي نشينان را اميد

وي نگاه روشنت فانوس درياي همه

اي بيان دلنشينت بارش باران نور

وي کلام آتشينت آتش ناي همه

خنده‌هاي گاه‌گاهت خنده خورشيد صبح

شعله لرزان آهت شمع شبهاي همه

قامتت نخل بلند گلشن آزادگي

سرو سرسبزي سزاوار تماشاي همه

گر کسي از من نشاني از تو جويد،گويمش

خانه‌اي در کوچه باغ دل، پذيراي همه

لاله زار عشق يکدم بي گل رويت مباد

اي گل رويت بهار عالم آراي همه


هر چه به عکس خیره شدم این صفات انسانی را ندیدم و کارنامه نزدیک به سی ساله هجوم تازیان را در ذهنم مرور کردم این طوری تصویر شد.

ای که چشمانت نشان رنگ خون دارد همه
نحسی سیمای تو رنگ جنون دارد همه

ای دل پرکینه ات آدم کشان را بس امید
از نگاه تنگ وتاریک تو،خوف دارد همه

ای بیان فته خیزت عارو ننگ آدمی
از کلام آتش افروزتو غم دارد همه

زهر خند گاه گاهت میکشد خورشید را
آتش پر کینه آهت زندگی را تلخ میدارد همه

هیبت ات داس بلند کشتن آزادگی ست
دست هایت دست شیطان است بر گرد همه

گر کسی جوید زما نام و نشان رهبری
ملتی گوید که ضحاکی است بر نزد همه

شوره زار خفت آوردی توبرپهنای جم
ای که ازاندیشه تو مرگ می بارد همه.

از این جا که ایشان هم مانند پدر مرحوم شان عضو حزب دستمالداران بزرگ هستند
لابد اگر به کوری دشمنان روزی این تازیان مجبور به ترک ایران گردند و به بیابان های شتر نشان خود عزیمت کنند ایشان در محکمه ملت ایران طور دیگری خواهند سرود.

چاپ اول شماره 735ایران استار تورنتو
اکتبر 2008
طنز هفته

Labels:

Saturday, August 29, 2009

هدهد خوش خبر بگو

شانه بسر،هدهد خوش خبربگو
حنجره باز کرده ای، قصه تازه تر بگو.

عزم چو جزم کرده ای بهروطن در این زمان
از بد و خوب آن دگرشرح تومختصربگو.

ناله دل به تو رسید،جان به لبند عاشقان
از دل ترس خورده وخسته ودربدر بگو.

باز شده بال وپرت،قصه دام و دانه نیست
شاه پرت توان گرفت از دل جان به سر بگو.

از قفس وشب وستم،ازپروبال خسته ات
زآنچه گذشته تا کنون، نا شده بی اثربگو.

بال زدی و آمدی،تا که به ما خبر دهی
مژده آزادی ما،دردم این سحربگو.

خوش خبر همیشگی،حامل نور و زندگی
مام وطن رهاشده،از جدل و خطر بگو.

نغمه دوباره سازکن،توزگلوی خسته ات
مام رها شداز ستم،با دل پر شرربگو.

رنج زیاد برده است،زخم عمیق خورده است
حلقه به دور اوزنیم،هدهدخوش خبربگو.
دیماه هشتادوسه
تورنتو

Labels: