Wednesday, March 28, 2007

باز کن پنجره را


باز کن پنجره را
نفس روح نواز سحری باز د مید

باز کن پنجره را
تاببینی که فقط باغچه کوچک ما
در دی ماه ، پر ز شقایق گشته
عطر شب بوو گل یخ
همه جا پر گشته

تو که خود میدانی
باغچه کوچک ما تا د یروز
خشک و ویران شده بود

باز کن پنجره را
چون امروز
د یگر از سایه زاغان هم،
اثری در باغچه نیست
جای آن
سایه رقص پر رنگارنگ شاه پرک هاست
لرزش قطره شبنم بر گل
نفس سبز علف ها جاریست
باز کن پنجره را
همه جا عطر شقایق جاری است
باز کن پنجره را.

دسامبر2003
از CD"آن سوی ترک نسیم می وزد"

2 جام مِی:

Anonymous katayoun می‌نويسد:

هر وقت به اشعار "آن سوی تَرَک نسیم میوزد" گوش می سپارم، خوش بینی و خوشدلی شما را می ستایم.

12:54 AM  
Blogger مجيد زهری می‌نويسد:

اگر روزی قرار شود تنبل‌ترین وبلاگ‌نويس را انتخاب کنند، من شما را کانديد می‌کنم:)

7:16 PM  

Post a Comment

صفحه‌ی اصلی <<